الملا فتح الله الكاشاني

140

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اين دليلى ضعيف است چنان كه مذكور شد و خلافست كه مالك بيت را جايز است كه منع نزول حاج و معتمر نمايد در موسم يا نه بعضى بر آنند كه مكروهست و نزد بعضى ديگر حرام و قول اول اشهر است ميان فقهاى ما و اخبار صحيحه در باب كراهت آن از ائمه هدى متظافر است و نزد حسن بصرى و بعضى ديگر از عامه منع حرام است و مرويست كه عمر خطاب در موسم منادى كرد كه درهاى بيوت مكه را نبندند تا آيندگان هر جا كه خواهند فرود آيند و اين نيز خلافست كه بيوت مكه را اجاره ميتوان داد يا بيع ميتوان كرد يا نه نزد فقهاى ما و شافعى جايز است به جهت آنكه ظاهر آيه دالست بر آنكه سويه در نفس مسجد الحرام باشد نه در مكه به جهت همين است كه مجتهدين ما و شافعى قايل شده‌اند بر حرمت منع نزول حاج و معتمر در بيوت مكه در موسم و علماى حنفيه در حرمت آن استشهاد كرده‌اند به اين آيه و اين با وجود ضعف آن معارض است بكريمهء الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ و ديگر آنكه تسميهء حرام به مسجد الحرام مجاز است و اصل در كلام حقيقت است ( الا ما اخرجه النقل ) و مرويست كه عمر خطاب در مكه خانهء را از براى زندان بخريد بدون كراهت و نكارت و از حضرت رسالت ( ص ) مرويست كه ما ترك لنا عقيل من دار عقيل براى ما هيچ خانهء نگذاشت قوله * ( وَمَنْ يُرِدْ فِيه بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ ) * مفعول يرد محذوفست تا شامل جميع امور منهيه باشد و هر دو جار و مجرور صفة مفعول محذوفند و قايم مقام آن و تقدير اينكه و من يرد فيه امرا ملابسا بظلم و بالحاد يعنى هر كه اراده كند در حرم كارى را كه ملابس باشد بميل كردن و گرديدن از راه راست و ملاصق بستمكارى كه آن اشراكست و اكتساب آثام و ميتواند بود كه بالحاد و بظلم هر دو در موضع حال باشند اى ملحدا و ظالما يا ثانى بدل اول باعادهء جار يا صلهء او أي ملحدا بسبب الظلم يعنى هر كه ارادهء امرى كند در حرم در حالتى كه گرونده باشد و ستم كننده و يا گردنده بود از طريق مستقيم بسبب ستمكارى و محتمل است كه باى اول زايده باشد و الحاد مفعول يرد و باء دويم براى سببيه يعنى هر كه خواهد در زمين حرم كه بگردد و از راه راست بسبب ظلم و تعدى از منهج صواب * ( نُذِقْه ) * بچشانيم او را * ( مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ ) * از عذاب دردناك حاصل معنى آنست كه واجبست بر هر كه در آنجا باشد كه ضبط نفس خود كند در طريق سداد و صواب سلوك نمايد و در جميع احوال طريق عدل را از دست ندهد تا به عذاب اليم گرفتار نشود از ابن عباس و ضحاك و مجاهد و ابن زيد مرويست كه مراد بالحاد و ظلم استحلال حرام است و ركوب آثام و عطا گفته كه آن دخول مكه است بدون احرام و بروايت ديگر از او نقل كرده‌اند كه آن قول و اللَّه و بلى و اللَّه است در مبايعه و گويند كه آن هر چيزيست كه منهى عنه است حتى دشنام دادن بخادم چه ذنوب اينجا عظيمست نسبت بمواضع ديگر و عقاب آن